شاهد. [ هَِ ] (اِ) در تداول فارسی زبانان نوع کشت یا بذری که اساس امتحان در به گزینی است و آن را شاخص نیز گویند. (یادداشت مؤلف ).
(تلفظ: šāhed) عربی گواه ، حاضر ، مرد خوبروی ؛ در قدیم) به مجاز) محبوب ، خدای تعالی ؛ در تصوف) خداوند به اعتبار ظهور و حضور در قلب سالک ؛ در قدیم) به مجاز) عالی ، خوب ، دلپذیر .
شهید
غلام، محبوب، معشوق، مغبچه
تماشاچی، حاضر، حی، گواه، ناظر
مثال، نمودار، نموده، نمونه ≠ غایب
۱. مثال، نمودار، نموده، نمونه
۲. غلام، محبوب، معشوق، مغبچه
۳. تماشاچی، حاضر، حی، گواه، ناظر
۴. شهید ≠ غایب