کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه شاه-لیمو | کلماتور
معانی کلمه : شاه لیمو
تلفظ بین المللی :
/ʃˈɑːh lˈimuː/
تلفظ :
[S'A:h l'imu:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
شاه لمور
شته لیمویی سبز
لمور ورزشکار شانه سرخ
شاه
شاه اباد
شاه اباد بربری
شاه اباد عرب
شاه اباد غرب
شاه اباد کرد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
شاه لیمو. ( اِ مرکب ) لیموی خوش ترکیب خوشبوی ، میخوش ، که در لار فارس و خبیص کرمان بهم میرسد. ( بهار عجم ) ( آنندراج ) :
جز بشاهی نشود فطرت فقرم قانع
شاه لیمو شکند حدت صفرای مرا.
تأثیر.
فرهنگ فارسی
لیموی خوش ترکیب خوشبوی میخوش
کلمات مرتبط
شاه لمور
شته لیمویی سبز
لمور ورزشکار شانه سرخ
شاه
شاه اباد
شاه اباد بربری
شاه اباد عرب
شاه اباد غرب
شاه اباد کرد
نظرات