شاه صینی. ( اِ مرکب ) لوح ها باشد تُنُک برنگ سیاه که از عصاره گیاهی کنند و از چین آرند و در دردسر بکار است و طرز استعمال آن این است که قرص را بسایند و گرد آن را بر مواضع دردناک پراکنند. ( از ابن البیطار ). برگ آن تنبل ( تنبول ) و صمغ آن لبان است. ( دمشقی ). گیاهی که به ذراعی بالای آن رسد با گلی سرخ و بیخ آن به زردک ماند جز آنکه بیخ شاه صینی رخواست. ( یادداشت مؤلف ). عصاره حنای چینی و گویند عصاره ...
فرهنگ فارسی
لوح ها باشد تنگ برنگ سیاه که از عصاره گیاهی کنند و از چین آرند و در دردسر بکار است و طرز استعمال آن این است که قرص را بسایند و گرد آنرا بر مواضع دردناک پراکنند .