Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاه ددان

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑːh dadˈɑn/ تلفظ :‌ [S'A:h dad'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شاخه ددان
  • شاشه دان
  • شانه دان
  • با شانه زور دادن
  • شاخه دادن
  • شمع دان چند شاخه
  • شام دادن
  • شان و مقام دادن به
  • به چیزی شاخ وبرگ دادن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شاه ددان. [ هَِ دَ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) شیر. اسد. لیث. غضنفر. حارس :
به شاه ددان کلته روباه گفت
که دانا زد این داستان در نهفت.
ابوشکور.

فرهنگ فارسی

شیر اسد لیث

کلمات مرتبط

  • شاخه ددان
  • شاشه دان
  • شانه دان
  • با شانه زور دادن
  • شاخه دادن
  • شمع دان چند شاخه
  • شام دادن
  • شان و مقام دادن به
  • به چیزی شاخ وبرگ دادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات