معانی کلمه : شاه توت
لغت نامه دهخدا
شاه توت . (اِخ ) دهی از دهستان قلعه حمام بخش جنت آبادشهرستان مشهد. دارای 239 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آن پنبه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
فرهنگ عمید
درختی با برگ هایی دندانه دار و شبیه قلب و میوه ای قرمز یا سیاه رنگ شبیه توت.
فرهنگ معین
(اِمر. ) گونه ای توت که از گیاهان مرغوب میوه دار است . اصل آن از ایران است و از این کشور به آسیای صغیر و اروپا برده شده . میوة شاه توت بزرگ تر از توت سفید، رنگش قرمز تیره یا ارغوانی و مزه اش ترش و شیرین و مطبوع است .
فرهنگ فارسی
ده ٠ از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند ٠ آب : چشمه ٠ محصول : غلات و لبنیات ٠
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
توتی که میوه ای درشت تر از توت های معمولی دارد
/shaah toot/ توتی که میوه ای درشت تر از توت های معمولی دارد
مترادف و متضاد
blackberry (اسم)
شاه توت، توت سیاه
mulberry (اسم)
شاه توت، توت سفید، توت معمولی
sycamine (اسم)
شاه توت، توت سیاه
