Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاطر

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑter/ تلفظ :‌ [S'AteR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • شاطر باشی
  • شاطر بچه
  • شاطر خانه
  • شاطر خدنگ
  • شاطر زاده
  • شاطر گنبد
  • شاطر گنبدی
  • شاطر قمی مصطفی
  • شاطر اوغلو ویسل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

شاطر. [ طِ ] (ع ص ) شوخ . بی باک . (منتهی الارب )، صعتری . سعتری . || کسی که از خباثت خود مردمان را عاجز کرده باشد. (منتهی الارب ). من اعیا اهله خبثا. (اقرب الموارد). المتصف بالدهاء و الخباثة. (المنجد). ج ، شُطّار. کسی که ترک موافقت مردم کند از روی خباثت و لئامت . (ناظم الاطباء). شطر علی اهله ؛ ترک موافقتهم و اعیاهم خبثاً لؤماً. (المنجد). || کسی که بسوی چیزی بنگرد بروشی که گویا دیگری را هم می نگر...

فرهنگ عمید

۱. کسی که در دکان نانوایی نان به تنور می زند.
۲. [قدیمی] پیادگانی با لباس های مخصوص که پیشاپیش موکب پادشاهان و امیران می رفته اند.
۳. (صفت ) [قدیمی] شوخ و بی باک.
۴. (صفت ) [قدیمی] زیرک.
۵. (صفت ) [قدیمی] دلیر، شجاع.
۶. (صفت ) [قدیمی] چالاک، چابک.
۷. [قدیمی] قاصد.

فرهنگ معین

(طِ ) [ ع . ] (ص . اِ. ) ۱ - زیرک ، باهوش . ۲ - چابک . ۳ - در فارسی کسی که در نانوایی نان به تنور زند.

فرهنگ فارسی

شوخ وبیباک، زیرک و بیث، چالاک، نانوا، پیادگان( صفت اسم ) ۱ - زیرک باهوش . ۲ - چالاک چابک . ۳ - کسی که در دکان نانوایی نان بتنور زند . ۴ - مردی جست و چابک که با لباس مخصوص پیشاپیش شاهان و امیران رود و یا نامه ای را به سرعت به مقصد رساند پیاده چالاک .دیهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در ۴٠ هزار گزی شمال باختری الیگودرز و ۴ هزار گزی باختر ایستگاه راه آهن مامون و آن جلگه است و ...

دانشنامه عمومی

شاطر در لغت به معنی زیرک، باهوش، چالاک و چابک است. در گذشته شاطران مردان تندپایی بوده اند که به شاه خدمت می کرده اند. امروزه شاطر به نانوا اطلاق می شود، یعنی کسی که در دکان نانوایی نان به تنور زند. شاید علت این امر، تحرک پیوسته نانوایان به هنگام خمیرگیری و پخت نان است.دائرةالمعارف فارسی مصاحب، شرکت سهامی کتابهای جیبی، تهران، ۱۳۵۶فرهنگ معین، محمد معین، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۲آشنایی با مینیات...

مترادف و متضاد

باهوش، زیرک

نان‌پز، نانوا ≠ کند

چابک، چالاک، دلیر، فرز

۱. نانپز، نانوا
۲. چابک، چالاک، دلیر، فرز
۳. باهوش، زیرک ≠ کند

apparitor (اسم)چاووش، فراش، شاطر، مامور اجراءfootman (اسم)فراش، شاطر، پادو، نوکر، جلو دار...

کلمات مرتبط

  • شاطر باشی
  • شاطر بچه
  • شاطر خانه
  • شاطر خدنگ
  • شاطر زاده
  • شاطر گنبد
  • شاطر گنبدی
  • شاطر قمی مصطفی
  • شاطر اوغلو ویسل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات