Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شارمام

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑrmˈɑm/ تلفظ :‌ [S'ARm'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • شارمان
  • شارمار
  • شارمارتین
  • ادا شارما
  • ادوارد شارمازانوف
  • اندرژی شارماخ
  • اندژی شارماخ
  • انوشکا شارما
  • اورواشی شارما
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

شارمام. ( اِخ ) شارمان. چارمان. چهارمان. نام سابق قصبه ساحلی چهار امام. ( فریده ) واقع در مازندران است. ولاش باو را در آنجابقتل رسانید. رجوع به مازندران و استرآباد رابینو ترجمه وحید مازندرانی ص 90 و 215 و چهار امام شود.

فرهنگ فارسی

نام محلی است
یا شارمان چارمان

گویش مازنی

/shaar maam/ نام محلی است

کلمات مرتبط

  • شارمان
  • شارمار
  • شارمارتین
  • ادا شارما
  • ادوارد شارمازانوف
  • اندرژی شارماخ
  • اندژی شارماخ
  • انوشکا شارما
  • اورواشی شارما
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات