Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شارب

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑreb/ تلفظ :‌ [S'AReb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • شارب الخمر
  • شارب ماء
  • شارب الخمر و النبیذ
  • الیکایی شارب دار
  • ای ان اس شارب
  • یوهین شارب دار
  • المنیه فی حکم الشارب و اللحیه
  • شاربان
  • شاربن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

شارب . [ رِ ] (ع ص ) آب نوشنده . آشامنده . ج ، شَرب . جج ، شروب . (منتهی الارب ). || شرابخواره . ج ، شَرب . (مهذب الاسماء). در اصطلاح فقهیون ، آنکه مسکر می آشامد. شارب الخمر، شرابخوار. باده خواره : و اگر توبه کنند زانی و شارب خمر... (تفسیر ابوالفتوح ج 1 چ 1 ص 271)....

فرهنگ عمید

۱. = سِبیل
۲. [قدیمی] آشامنده، نوشنده.

فرهنگ معین

(رِ ) [ ع . ] ۱ - (اِفا. ) نوشنده . ۲ - (اِ. ) سبیل ، سبلت .

فرهنگ فارسی

آشامنده، نوشنده، شارب خمر، باده خوار، میخوار، سبیل، موهای پشت لب، بروت، سبیلت هم میگویند
۱ - ( اسم ) نوشنده آشامنده شارب خمر . ۲ - ( اسم ) موی روی لب مرد سبیل
بروت یکی از دوبروت یا مازاد بروت که بر لب زبرین گذرد .

دانشنامه عمومی

شارِب به نوع ویژه ای از مو یا پرهای حسگر در بعضی جانوران، به ویژه پستانداران و پرندگان، گفته می شود. این موهای دراز و از جنس کراتین به عنوان نوعی حسگر طبیعی مسئول انتقال نوسان های خود به پایه شان در پوست و از آنجا به مغز هستند. در انتهای هر کدام از موهای شارب در پوست عصب های فشرده ای قرار دارند که مسئول حس چنین نوسان هایی هستند. همهٔ نخستیان به جز انسان دارای شارب های حسگر هستند.شارب های حسگر یک گ...

مترادف و متضاد

سبیل

آشامنده، نوشنده

۱. سبیل
۲. آشامنده، نوشنده

whisker (اسم)
ریش، شارب، موی اطراف گونه و چانه، جاروب کوچک

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] موی پشت لب بالا که به لب زیرین برسد را در اصطلاح شارب می گویند. از احکام آن در بابهای طهارت، صلات، حج و حجر سخن گفته اند.آن مقدار از موی سبیل که لبها را پوشانده شارب گویند.برخی شارب را به خود سبیل نیز معنا کرده اند. لیکن برخی لغویان آن را نادرست دانسته اند. بسیاری از آنان تنهاهمان معنای ذکر شده در شناسه را ذکر کرده اند.احکام شارب← مستحبات و مکروهات در شارب ۱. ↑ القاموس المحیط، واژه «شرب...

کلمات مرتبط

  • شارب الخمر
  • شارب ماء
  • شارب الخمر و النبیذ
  • الیکایی شارب دار
  • ای ان اس شارب
  • یوهین شارب دار
  • المنیه فی حکم الشارب و اللحیه
  • شاربان
  • شاربن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات