Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ شاذله

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑzelˌeː/ تلفظ :‌ [S'Azel,e:]
لغت نامه دهخدا
  • شاذلی
  • شاذه المؤذن
  • شاغله
  • شاله شوری
  • شاله مار
  • شالها
  • شاکله
  • علوان شاذلی
  • شالهنگ
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

شاذله. [ ذَ ل َ ] ( اِخ ) شادله.دیهی است به مغرب. ( منتهی الارب ). به نوشته شعرانی دیهی از افریقیه. ( ریحانة الادب ). از محال تونس. ( شدالازار چ قزوینی ، حاشیه ص 474 ). رجوع به شادله شود.

کلمات مرتبط

  • شاذلی
  • شاذه المؤذن
  • شاغله
  • شاله شوری
  • شاله مار
  • شالها
  • شاکله
  • علوان شاذلی
  • شالهنگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات