معانی کلمه : شادی سرشت
لغت نامه دهخدا
شادی سرشت. [ س ِ رِ ] ( ن مف مرکب ) شادی سرشته. سرشته از شادی. آمیخته بشادی. شاد. شادمان :
روانها شد از مژده شادی سرشت
بهر دل دری برگشاد از بهشت.
روانها شد از مژده شادی سرشت
بهر دل دری برگشاد از بهشت.
فرهنگ فارسی
شادی سرشته سرشته از شادی
