Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سیه کار

تلفظ بین المللی : /sˈijah kˈɑr/ تلفظ :‌ [s'ijah k'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • کاردماهی سیه شبح
  • سیاه کار
  • سیب زمینی کار
  • وقتی که سیل آمد، آنها داشتند چه (­کار) میکردند؟
  • سکه ٔ کار کسی ر
  • سکه ٔ کار کسی را بردن
  • انا کار سیس
  • ابوالحسن سپه کار محزون اصفهانی
  • کار در سیره نبوی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سیه کار. [ ی َه ْ ] ( ص مرکب ) کنایه از مردم بدکاره و فاسق و فاجر بدروزگار باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). فاسق. بدکار. ( غیاث اللغات ). فاسق فاجر و ظالم. ( فرهنگ رشیدی ) : سپیدکار وسیه کار دست و زلف تواندتو بیگناهی از این هر دو ای ستیزه ماه.سوزنی.سیه کار شب چون شود شحنه سودبرون آید آتش ز گردنده دود.نظامی.بدزدید بقال از اونیم دانگ برآورد دزد سیه کار بانگ.سعدی.سیه کاری از نردبانی فتادشنیدم که هم در نف...

فرهنگ عمید

سیاهکار#NAME?

= سیاهکار

فرهنگ معین

(یَ ) (ص . ) نک سیاهکار.

فرهنگ فارسی

کنایه از مردم بد کاره و فاسق و فاجر بد روزگار باشد .

کلمات مرتبط

  • کاردماهی سیه شبح
  • سیاه کار
  • سیب زمینی کار
  • وقتی که سیل آمد، آنها داشتند چه (­کار) میکردند؟
  • سکه ٔ کار کسی ر
  • سکه ٔ کار کسی را بردن
  • انا کار سیس
  • ابوالحسن سپه کار محزون اصفهانی
  • کار در سیره نبوی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات