سیه مو. [ ی َه ْ ] ( ص مرکب ) سیه موی. کسی که موهای سر و روی او سیاه باشد. ( ازناظم الاطباء ). مجازاً، جوان : جهان شده فرتوت چو پاغنده سدکیس کنون گشت سیه موی و عروسی شد جماش.بوشعیب.برون آورید از شبستان اوی بتان سیه موی خورشیدروی.فردوسی.پیری رسید موی سیاهت سپید شدیار سفیدروی سیه موی را بخواه.سوزنی.بر زال سیه موی مشاطه شده چنگی بر طفل حبش روی معلم شده نایی.خاقانی.دل از امتاع دنیا و حطام او برداریدو ...