سیل . (پسوند) سیر: سردسیل . گرم سیل . (از فرهنگ فارسی معین ).
(محلی؛ بهبهان) [sil، بر وزن فیل] سنگ لاشه.
(ترکی) مرکب از سو (آب) و ائل (علامت جمع)؛ به معنی هجمۀ آب.
تنداب، لور (بخوانید چون بور)، لف (بخوانید چون کف). "لور" و "لف" در زبانهای بومی ایرانی روان اند. آنها با واژۀ لاتینی lavere که می شود "شستن" هم ریشه اند.
۱سل بیماری سل ۲قالب بندی کشک خشک نشده ۳نجس – کثیف
۱نامی برای گاو نر ۲گاوی که رنگ پشت یا زیر شکم آن سفید باشد ...
تکیه ای: seyl
طاری: seyl
طامه ای: ovseyl
طرقی: seyl
کشه ای: seyl
نطنزی: seyl
ناودان.
سیلاب، لور
جریانشدید آب
۱. سیلاب، لور
۲. جریانشدید آب
تنداب