سیران . [ س َ ] (ع مص ) سیر کردن . (غیاث ) (آنندراج ). سیر. گردش برای تفرج . (ناظم الاطباء) : امتناع پیل از سیران بیت با جد آن پیلبان و بانگ هیت . مولوی .چونکه نگذارد سگ آن بانگ سقم من مهم سیران خود را کی هلم .مولوی .خانه ای را کش دریچه ست آن طرف دارد از سیران یوسف این شرف . مولوی .گُه ب...
فرهنگ عمید
گردش و تفرج.
فرهنگ معین
(سَ یا س ) [ ازع . ] (اِمص . ) گردش .
فرهنگ فارسی
( اسم ) سیر گردش ? : که بود افتاده بر ره ریا حشیش لایق سیران گاوی یا خریش . ( مثنوی ) توضیح نیکلسن در تفسیر این بیت سیران را به معنی ( سیر آفاق ) گرفته . جمع سور
دانشنامه عمومی
گشت و گذار /سیروسفر
گشت و گزار . سیاحت . تفریح . نامیست کردی
سیران به یکی از موارد زیر اشاره دارد:سیران (مرکزی)سیران (چالدران)سیران (کلیبر)wiki: استان آذربایجان شرقی است که در دهستان ییلاق بخش مرکزی شهرستان کلیبر واقع شده است.همچنین سیران یک کلمه کردی است که به معنی گردش و تفریح است و در کردستان به عنوان نامی دخترانه نیز مورد استفاده قرار میگیرد. سیران بند:روستای در نزدیکی شهرستان بانه...
فرهنگ اسم ها
اسم: سیران (دختر) (کردی، فارسی) (تلفظ: seyrān) (فارسی: سيران) (انگلیسی: seyran) معنی: گردش، تفریح وسفر، ( در قدیم ) گردش و تفرج، سفر، گردش و تفریح