کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سیاه-پوشی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : سیاه پوشی کردن
تلفظ بین المللی :
/siˈɑh pˈuːʃi kˈardan/
تلفظ :
[si'Ah p'u:Si k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سیاه پوش
سیاه پوشک
اسب سیاه پوش شده مزین به وسایل مرده در مراسم های عزاداری
علی سیاه پوش
ارامگاه شیخ محمد سیاه پوش
پری شاهرخ سیاه پوش
زن سیاه پوش
زن سیاه پوش فرشته مرگ
سراب سیاه پوش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سیاه پوشی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سیاه پوشیدن :
تا جهان داشت تیزهوشی کرد
بی مصیبت سیاه پوشی کرد.
نظامی.
فرهنگ فارسی
سیاه پوشیدن
کلمات مرتبط
سیاه پوش
سیاه پوشک
اسب سیاه پوش شده مزین به وسایل مرده در مراسم های عزاداری
علی سیاه پوش
ارامگاه شیخ محمد سیاه پوش
پری شاهرخ سیاه پوش
زن سیاه پوش
زن سیاه پوش فرشته مرگ
سراب سیاه پوش
نظرات