Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سیاه روی

تلفظ بین المللی : /siˈɑh rˈuje/ تلفظ :‌ [si'Ah R'uje]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تک روی سیاه
  • سیاه تنگرس صخره روی
  • سیاه رویی
  • سیه روی
  • سایه روی پنجره
  • سیه رویی
  • سیاره رویان
  • جک رایان سرباز سایه
  • سیاهرود
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سیاه روی. ( ص مرکب ) کنایه از بی شرم و شرمنده و بی آبرو. ( آنندراج ) :
دیدم سیاه روی عروسان سبزموی
کز غم دلم بدیدن ایشان بیارمید.
بشار مرغزی.
در خدمت تو تر نتوان آمدن از آنک
گردد سیاه روی چو گردد تر آینه.
خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 394 ).
رجوع به سیاه رو شود.

فرهنگ فارسی

( سیاه رو ی ) ۱ - سیاه چرده . ۲ - بی آبرو بی عزت .

کلمات مرتبط

  • تک روی سیاه
  • سیاه تنگرس صخره روی
  • سیاه رویی
  • سیه روی
  • سایه روی پنجره
  • سیه رویی
  • سیاره رویان
  • جک رایان سرباز سایه
  • سیاهرود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات