معانی کلمه : سکینه
لغت نامه دهخدا
سکینة. [ س ِک ْ کی ن َ ] (ع اِمص ) آرامش و آهستگی . || (اِ) کارد. (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
۱. وقار، طمٲنینه.
۲. مهابت، آرامش، آهستگی.
۲. مهابت، آرامش، آهستگی.
فرهنگ معین
(سَ نَ یا نِ ) [ ع . سکینة ] (اِ. ) ۱ - آرام ، آرامش . ۲ - وقار. ۳ - آن چه که به دل آرامش و اطمینان بخشد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: sakine) (عربی) (= سکینت) ، آرامش خاطر ؛ (در اعلام) نام دختر امام حسین (ع) .
مترادف و متضاد
آرام، آرامش، طمانینه، قرار، آرامشخاطر، سکنیت، وقار ≠ تلاطم
