کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سکیزه | کلماتور
معانی کلمه : سکیزه
تلفظ بین المللی :
/sakˈizeː/
تلفظ :
[sak'ize:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
ستیزه
ستیزه جو
ستیزه جویی
ستیزه خویی
ستیزه کار
ستیزه کاری
ستیزه کردن
ستیزه گار
ستیزه گر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
سکیزه. [ س ِ زَ / زِ ] ( اِمص ) جست و خیز و لگد انداختن ستور. ( آنندراج ) ( برهان ) :
بر شتر عیسی نهاده تنگ بار
خر سکیزه میکند در مرغزار.
مولوی.
|| غلطانیدن. ( غیاث ) ( آنندراج ). || ستیزه که جنگ و خصومت و لجاجت باشد. ( برهان ).
فرهنگ عمید
جست وخیز ستور، لگد، جفته، جفتک، آلیز.
فرهنگ معین
(س زَ ) (اِمص . ) ۱ - جست و خیز. ۲ - جفتک اندازی .
کلمات مرتبط
ستیزه
ستیزه جو
ستیزه جویی
ستیزه خویی
ستیزه کار
ستیزه کاری
ستیزه کردن
ستیزه گار
ستیزه گر
نظرات