Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سکو

تلفظ بین المللی : /sˈakuː/ تلفظ :‌ [s'aku:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • سکو توره احمد
  • سکو سر
  • سکو انگولا
  • سکو برت
  • سکو توره
  • سکو جزیره ای
  • سکو غنی مشتری
  • سکو فوفانا
  • سکو ماینز تگزاس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

سکو. [ س َ / س ُک ْ کو ] (اِ) تختگاه است و آن بلندی باشد که در دو طرف در کوچه و میان باغهای و پای درختهای بزرگ سایه دار سازند. (آنندراج ).

سکو. [ س ِ ] (اِ) چیزی باشدچهارشاخه و پنج شاخه به اندام کف دست و دسته هم داردکه دهقانان غله کوفته شده را بآن بباد دهند تا دانه از کاه جدا شود و آن را در خراسان چارشاخ گویند و در...

فرهنگ عمید

بر آمدگی از زمین مانند تخت از سنگ یا آجر در کنار در حیاط یا میان باغ و پای درختان سایه دار درست کنند، تختگاه.

فرهنگ معین

(سَ کّ) (اِ.) تختگاه ، پله مانندی که کنار در خانه یا پای درختان درست کنند.

(س ) (اِ.) چنگک ، ابزاری شبیه دست با چهار یا پنج شاخه که به وسیلة آن غله را به هوا می دادند تا دانه از کاه جدا شود.

(س ) (اِ. ) چنگک ، ابزاری شبیه دست با چهار یا پنج شاخه که به وسیلة آن غله را به هوا می دادند تا دانه از کاه جدا شود. (سَ کّ ) (اِ. ) تختگاه ، پله مانندی که کنار در خانه یا پای درختان درست کنند....

فرهنگ فارسی

← سکوی مشت‌زنی

محلی که در آن مسافر، پس از خرید بلیت، در انتظار سوار شدن به قطار بایستد

تختگاه، بر آمدگی اززمین مانندتخت ازسنگ و آجر( اسم ) آلتی است چهار یا پنج شاخه باندام کف دست که دارای دسته ایست و دهقانان غله کوفته را بدان باد دهند تا از کاه جدا شود چارشاخ مذری .چیزی باشد چهار شاخه و پنج شاخه باندام کف دست و دسته هم دارد که دهقانان غله کوفته شده را به آن بباد دهند ....

دانشنامه عمومی

سَکّو (سکوب هم نوشته اند) به انواعی از سطح های تخت بلندتر از زمین گفته می شود که برای مقاصد گوناگون مانند اجرای نمایش، سوار شدن به قطار، پرتاب موشک، قرار دادن مجسمه یا جنگ افزار شلیکی بر روی آن و دیگر کاربردها استفاده می شود. سکوها را معمولاً سنگی، چوبی، سیمانی یا فلزی می سازند.سکوی قطارسکوی مجسمهسکوی اعدامسکوی خطابهسکوی پرشسکوی پرتابسکوی نفتیسکوی حفاریسکوی توپسکوی پدافندسکوی فرود بالگردسکوی نمایش...

گویش اصفهانی

تکیه ای: taxtaxun
طاری: sekkü
طامه ای: sakku
طرقی: sekkü
کشه ای: sekkü / pela
نطنزی: sekku

مترادف و متضاد

مصطبه

پرشگاه

بنگاه، پاخره، تختگاه، صفه

۱. بنگاه، پاخره، تختگاه، صفه
۲. پرشگاه
۳. مصطبه

stone bench (اسم)
سکو، سکوب

فرهنگ فارسی ساره

ستاوند

واژه نامه بختیاریکا

تَلوارِه

فرهنگستان زبان و ادب

{platform} [حمل ونقل ریلی] محلی که در آن مسافر، پس از خرید بلیت، در انتظار سوار شدن به قطار بایستد

کلمات مرتبط

  • سکو توره احمد
  • سکو سر
  • سکو انگولا
  • سکو برت
  • سکو توره
  • سکو جزیره ای
  • سکو غنی مشتری
  • سکو فوفانا
  • سکو ماینز تگزاس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات