سکه . [ س ِ ک َ ] (اِخ ) رجوع به سکا شود.
سکه . [ س ُک ْ ک َ ] (ع اِ) رجوع به سکو شود.
(سُ کَّ) [ ع . ] (اِ.) کوچه ، کوی .
(س کَُ یا کِّ) [ ع . سکة ] (اِ.) 1 - پول فلزین . 2 - هر چیز خوب و با رونق . ؛~یک پول کنایه از: بی آبرو شده ، مفتضح .
۱یک سوم ۲یک چهارم را نیز گویند
۱سکه و پول ضرب شده ۲به صورت کنایی به فردی که زندگیش رونق ...
صفت ≠ اسکناس
پول فلزی ≠ رواج، روایی، رونق
۱. پول فلزی ≠ اسکناس
۲. رواج، روایی، رونق
۳. پررونق ≠ کساد