معانی کلمه : سپه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
سپاه#NAME?
= سپاه
فرهنگ معین
(س پَ ) (اِ. ) سپاه .
فرهنگ فارسی
سپاه
( اسم ) ۱ - واحدی از لشکریان ( قدیم ) لشکر قشون جیش . ۲ - واحدی نظامی شامل چند ( و معمولا سه ) لشکر هر ارتش شامل چند سپاه است .
از محال سیستان بوده است این کلمه در جای دیگر سفه ضبط شده است و از رساتیق سیستان است
( اسم ) ۱ - واحدی از لشکریان ( قدیم ) لشکر قشون جیش . ۲ - واحدی نظامی شامل چند ( و معمولا سه ) لشکر هر ارتش شامل چند سپاه است .
از محال سیستان بوده است این کلمه در جای دیگر سفه ضبط شده است و از رساتیق سیستان است
دانشنامه عمومی
سپه (بلژیک). شهر سپه (به فرانسوی: Spa) در شهرستان ورویه در استان لیئژ در منطقه فدرال والوون در کشور بلژیک واقع شده است.
wiki: سپه (بلژیک)
مترادف و متضاد
جند، خیل، سپاه، فوج، لشکر
واژه نامه بختیاریکا
( سِپِه ) ( معن ) ؛ معادل فارسی ندارد. واحد شمارش مدفوع حیوانی و انسانی
