کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سپاسداری | کلماتور
معانی کلمه : سپاسداری
تلفظ بین المللی :
/sˌepɑsdˈɑri/
تلفظ :
[s,epAsd'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سپاسداری کردن
سپاسدار
سپاسدارنده
سپاس داری
احمد سپاسدار
ساسقاریز
سرایداری
سپاسگزاری
سپاهدار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
سپاسداری. [ س ِ ] ( حامص مرکب ) شکران. ( منتهی الارب ). حمد. حق شناسی. تشکر. امتنان :
چونکه ماهان ز رفق و یاری او
دید بر خود سپاسداری او.
نظامی ( هفت پیکر ص 250 ).
بر قیاس نواله خواری تو
ناید از من سپاسداری تو.
نظامی.
فرهنگ عمید
حق شناسی، سپاس گزاری.
فرهنگ فارسی
۱ - شکر نعمت حق شناسی شکرگذاری . ۲ - منت پذیری .
مترادف و متضاد
امتنان، تشکر، سپاسگزاری، قدردانی، قدرشناسی ≠ نمکنشناسی
کلمات مرتبط
سپاسداری کردن
سپاسدار
سپاسدارنده
سپاس داری
احمد سپاسدار
ساسقاریز
سرایداری
سپاسگزاری
سپاهدار
نظرات