کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : سوی زن
تلفظ بین المللی :
/sˈuːj zˈan/
تلفظ :
[s'u:j z'an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دوازده گام به سوی زندگانی با مهربانی
راهپیمایی زنان به سوی ورسای
سوت زن
اردک سوت زن
اردک سوت زن ایتون
اردک سوت زن خال دار
اردک سوت زن سرگردان
اردک سوت زن سیاه نوک
اردک سوت زن شکم سیاه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سوی زن. [ زَ ] ( اِ ) سوزن باشد که بدان چیزها دوزند. ( آنندراج ) ( برهان ). سوزن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
سوزن باشد که بدان چیزها دوزند
کلمات مرتبط
دوازده گام به سوی زندگانی با مهربانی
راهپیمایی زنان به سوی ورسای
سوت زن
اردک سوت زن
اردک سوت زن ایتون
اردک سوت زن خال دار
اردک سوت زن سرگردان
اردک سوت زن سیاه نوک
اردک سوت زن شکم سیاه
نظرات