سومة. [ م َ ] (ع اِ) بها. || نشان . علامت . (آنندراج ) (منتهی الارب ). || نشان مرد در حرب . (مهذب الاسماء) (آنندراج ).
سومه . [ م َ / م ِ ] (اِ) انتها و حد و طرف . (آنندراج ). لغت دساتیری است . رجوع به فرهنگ دساتیر شود.
( سومة ) سومة. [ م َ ] ( ع اِ ) بها. || نشان. علامت. (...
فرهنگ فارسی
انتها و حد و طرف لغت دساتیری است
دانشنامه عمومی
سومه (صومعه). در خانه های ماسوله، سومه، اتاق زمستان نشین است. برخی اهالی قدیمی در ماسوله، معتقدند که چون این محل در ۶ ماه از سال محل انزوا و دوری گزیدن از سرما است.نبومفهوم آن از همان صومعه ریشه می گیرد. در تمامی نمونه های برداشت شده در خانه های ماسوله، محل قرارگیری سومه در پشت اتاق ها، تالار،"پیله که "و یاً روکه" می باشد. به هر حال "سومه" در هر جا که قرار می گیرد، نقش ارتباطی بین چند فضا را دار...