سوله . [ س َ ل َ ] (ع اِمص ) فروهشتگی شکم و جز آن . || جای باش کبوتران . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
سوله . [ ل َ ] (اِخ ) نام یکی از پیلان سلطان محمود غزنوی که بغنیمت از هند آورد : چو هروان و جیله شبیه الوهه چو مولوس و سوله و چون سور کیسر.فرخی (فرهنگ فارسی معین )....
فرهنگ عمید
ساختمانی با محوطۀ باز بسیاربزرگ که بیشتر به عنوان انبار، کارگاه، یا سالن ورزش از آن استفاده می شود.
فرهنگ معین
(لِ ) (اِ. ) نوعی اسکلت پیش ساخته برای ساختمان که به شکل خرپا زده شود.
فرهنگ فارسی
نام یکی از پیلاق سلطان محمود غزنوی که بغنیمت از هند آورد [ چو هروان و جیله شبیه الوهه چومولوس و سوله و چون سور کیسر ] ( فرخی . چا . عبد. ۸۵ ) ( اسم ) ۱ - سوراخ ( عموما ) . ۲ - سوراخ پیش و پس دبر و فرج ( خصوصا ) دهی است از دهستان سرولایت بخش سرولایت شهرستان نیشابور
دانشنامه عمومی
سوله سازه ای فلزی با سقف شیب دار است که بر اساس محاسبات فنی خاص طراحی و ساخته می شود.بارگذاری برای بار مرده، بار برف و بار نامتقارنبارگذاری جانبی سوله شامل بار باد و زلزلهبارگذاری جرثقیل برای سوله، سؤال: آیا جرثقیل در طراحی سوله در نظر گرفته شود یا خیر؟ (بله:محاسبه بار دینامیکی جرثقیل)ضریب منطقه ای، رفتار و اهمیت برای سولهارتفاع جانبی سوله و ارتفاع دیواردهانه و طول سولهتعداد قاب های طولی سولهدرز ا...
مترادف و متضاد
سوراخ پس و پیش، دبروفرج
سالن بزرگ، ساختمانمسقف فلزی
۱. سالن بزرگ، ساختمانمسقف فلزی ۲. سوراخ ۳. سوراخ پس و پیش، دبروفرج