کرمی که پارچههای پشمی را ضایع میکند؛ بیب.
۱. نیرنگ و حقه.
۲. خدشه.
۳. شائبۀ ریا و نیرنگ و دروغ.
〈 سوسه آمدن: (مصدر لازم) [عامیانه] دربارۀ کسی یا کاری چیزی گفتن که باعث اشکال و زحمت شود.
حفرههایی به شکل حبابهای تختشده با گوشههای گرد یا زاویهدار که بهصورت تکی یا گروهی در سطح یا نزدیک به سطح قطعه قرار دارند متـ . مُک سطحی مُک زیرسطحی subsurface blowhole
۱تحریک ۲جاسوسی ۳ساییده شده
خدشه، دشواری
اشکال، اشکالتراشی
تزویر، حقه، دسیسه، نیرنگ، خدعه
۱. تزویر، حقه، دسیسه، نیرنگ، خدعه
۲. اشکال، اشکالتراشی
۳. خدشه، دشواری