سورچران#NAME?
۱. از مردم سوریه: ورزشکار سوری.
۲. تهیهشده در سوریه.
۳. (اسم، صفت نسبی) [قدیمی] = سریانی
۱. چیزی که به رنگ سرخ باشد؛ سرخرنگ: ◻︎ آمده نوروزماه با گل سوری به هم / بادۀ «سوری» بگیر، بر گل سوری بچم (منوچهری: ۷۰).
۲. چهارشنبهسوری.
۳. (زیستشناسی) گلسرخ: ◻︎ آمده نوروزماه با گل «سوری» به هم / بادۀ سوری بگیر، بر گل «سوری» بچم (منوچهری: ۷۰).
(ص نسب .) نک سورچران .
1 - (اِ.)گل سرخ ، گل محمدی . 2 - شراب سرخ .
سوری:soori تلفظش مثل قوری. در بندرعباس، به نوعی زنبور به رنگ زرد و بال قهوه ای می گویند که نیش دردناکی دارد و در تابستان بر روی شاخه درخت لانه می بندد که خانه ای است از جنس موم و رو به زمین و دارای شبکه هایی مثل لانه زنبور عسل.
(تلفظ: suri) (در قدیم) (در گیاهی) گل سرخ ؛ (به مجاز) سرخ رنگ .
اهل سوریه
منسوب به سور
گلسرخ، گلمحمدی
بزمی، بزمرو، سورچران، مدعو به عروسی
۱. گلسرخ، گلمحمدی
۲. منسوب به سور
۳. بزمی، بزمرو، سورچران، مدعو به عروسی
۴. اهل سوریه