سوداگر. [ س َ / سُو گ َ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) تاجر. ( آنندراج ). آنکه معاوضه کند :
بر دکان بودی نگهبان دکان
نکته گفتی با همه سوداگران.
مولوی.
سوداگران هر بلاد و دیار نفایس اقمشه وامتعه جزایر و... ( حبیب السیر ).
- امثال :
سوداگر پنیر در شیشه میخورد.
سوداگر دزد مال خود است .