سوارکاری. [ س َ ] ( حامص مرکب ) عمل سوارکار. شغل سوارکار. رجوع به ماده قبل شود.
فرهنگ عمید
مهارت و چابکی در اسب سواری، چابک سواری.
دانشنامه آزاد فارسی
سَوارکاریسَوارکاریسَوارکاریسَوارکاری(یا: ورزش اسب سواری) این ورزش تحت مقررات فدراسیون بین المللی سوارکاری (اف ای آی) از ورزش های المپیک است و در سه شاخۀ اصلی پرش با اسب، درساژ و مسابقات سوارکاری سه روزه به اجرا درمی آید. سه رشتۀ دیگر تحت نظارت فدراسیون بین المللی اسب سواری برگزار می شود که عبارت اند از ارابه رانی، سوارکاری استقامتی، و پرش از روی موانع. از ۱۹۹۰، مسابقات قهرمانی در همۀ رشته ها، جز س...
فرهنگ فارسی
عمل سوارکار شغل سوارکار
راندن و سواری گرفتن و هدایت اسب در مسابقات که رشتههایی مانند خرامش و پرشبااسب و کالسکهرانی را شامل میشود
دانشنامه عمومی
سوارکاری از ورزشهایی است که در چند دههٔ اخیر مورد توجه خاصی قرار گرفته است، با این وجود سابقه ای طولانی داشته است و می توان آن را از کهن ترین ورزش ها به شمار آورد. این ورزش امروزه نه تنها به عنوان یک رقابت سالم و مفید، بلکه به عنوان سرگرمی و به منظور گذراندن اوقات فراغت مورد توجه قرار گرفته است، و با این که نسبت به بسیاری از ورزش ها پرهزینه به نظر می رسد، هر ساله تعداد بیشتری طرفدار به سوی خود جلب...
مترادف و متضاد
equitation(اسم)
سوارکاری، سواری، هنر اسب سواری
فرهنگستان زبان و ادب
{equestrianism} [ورزش] راندن و سواری گرفتن و هدایت اسب در مسابقات که رشته هایی مانند خرامش و پرش بااسب و کالسکه رانی را شامل می شود