Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سهم

تلفظ بین المللی : /sˈahm/ تلفظ :‌ [s'ahm]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • سهم 1
  • سهم 2
  • سهم 3
  • سهم الحشم
  • سهم السعاده
  • سهم الغیب
  • سهم زد
  • سهم زده
  • سهم پدیدآور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

سهم . [ س ُ هَُ ] (ع اِ) خطوط شعاع . || تشنگی . || حرارت . سخت . || مردمان عاقل و حکیم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

سهم . [ س َ] (ع مص ) قرعه زدن . (دهار). قرعه بردن . (تاج المصادر بیهقی ). || (اِخ ) صورتی است فلکی از صورشمالی . دارای پنج کوکب بین منقار دجاجه و بین نسر طایر در داخل کهکشان بزرگ . پیکان آن بسوی مشرق است . (فرهنگ فارسی معین ). || (اِ) آن ...

فرهنگ عمید

ترس؛ بیم؛ هراس: ◻︎ شمیده من در آن میان باده / ز سهم دیو و بانگ های‌های او (منوچهری: ۹۳).

۱. [جمع: اَسهُم و سُهمان و سهام] (اقتصاد) بهرۀ هریک از شرکا که در مال یا هزینه مشترک هستند.
۲. (نجوم) یکی از صورت‌های فلکی شمالی که دارای پنج ستاره است.
۳. [جمع: سهام] [قدیمی] تیری که با کمان بیندازند.
۴. [قدیمی] تیری که در قرعه‌کشی به ‌کار ببرند.

ترس، بیم، هراس: شمیده من در آن میان ...

فرهنگ معین

(سَ) [ په . ] (اِ.) ترس ، هراس ، هول .

( ~ .) [ ع . ] (اِ.) 1 - تیر؛ ج . سهام . 2 - بهره ، نصیب . ؛ ~الارث سهم هر یک از ورثه از ارثیه .

(سَ ) [ په . ] (اِ. ) ترس ، هراس ، هول .
( ~ . ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - تیر، ج . سهام . ۲ - بهره ، نصیب . ، ~الارث سهم هر یک از ورثه از ارثیه .

دانشنامه آزاد فارسی

سهم، قسمتی از سرمایۀ شرکت سهامی که مشخص کنندۀ میزان مشارکت و تعهدات و منافع صاحب آن در شرکت سهامی است. سهم سندی است که حاکی از مالکیت حصۀ معیّنی از سرمایۀ اولیۀ شرکت و نیز دارایی های آن است و به دارندۀ آن (سهامدار) حق می دهد از مزایای مقرر در اساسنامۀ شرکت بهره مند شود و نشان دهندۀ طلب او از شرکت است. ورقۀ سهم، سند قابل معامله ای است که نمایندۀ تعداد سهامی است که صاحب آن در شرکت سهامی دارد.سهم با ...

فرهنگ فارسی

صورتی است فلکی از صور شمالی : دارای ۵ کوکب بین منقار دجاجه و بین نسر طایر در داخل کهکشان بزرگ پیکان آن بسوی مشرق است .ترس، بیم، هراس، تیری که باکمان بیندازند، بهره، نصیب، حظ، اسهم( اسم ) ۱ - تیری که با کمان پرتاب کنند ۲ - تیری که در قرعه کشی به کار برند . ۳ - تیر جمع : سهام . ۴ - خط شعاعی . ۵ - بهره حظ نصیب . ۶ - سندی که مبین تملک حصه ای معین در شرکتهای سهامی باشد جمع : سهام ( در عربی جمع سهام ) ت...

دانشنامه عمومی

سهم، (به انگلیسی: Share) قطعه ای از سرمایه یک شرکت است. هر سهم، نشان دهنده یا نمایندهٔ کوچکترین واحد مالکیتی، در یک شرکت یا کارخانه است. دارندهٔ هر سهم یا سهام دار، به همان نسبتی که سهام در اختیار دارد، در مالکیت شرکت یا بنگاه تولیدی شریک است. برای مثال، اگر شرکتی به تعداد دو میلیون سهم منتشر کرده و شخصی مالک دو هزار سهم در این شرکت باشد، او یک هزارم از مالکیت این شرکت را در اختیار دارد.سهام سرمای...

گویش مازنی

۱واهمه ترس ۲اندازه – مقدار

/sahm/ واهمه ترس - اندازه – مقدار

مترادف و متضاد

قرعه

هیبت، شکوه

هیمنه، جذبه

پیکان، تیر، خدنگ، فلش

بهر، بهره، حصه، قسمت، نصیب

بیم، ترس، دهشت، خوف، هراس، هول

۱. بهر، بهره، حصه، قسمت، نصیب
۲. بیم، ترس، دهشت، خوف، هراس، هول
۳. هیبت، شکوه
۴. هیمنه، جذبه
۵. پیکان، تیر، خدنگ، فلش
۶. قرعه

scare (اسم)سهم، خوف، بیم، هیبت، رم، رمیدگیstock (اسم)ذخیره، سهم، مایه، نیا، پایه، کنده، تخته، ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی ذَنُوبِ: سهم و نصیبمعنی تَسْتَقْسِمُواْ: که قسمت می کنید - که سهم بندی می کنیدمعنی لَّمّاً: به این صورت که علاوه برسهم خود،سهم دیگران را نیز به خود اختصاص دهد ، و خلاصه هر چه به دستش بیاید بخورد ، چه پاک و حلال باشد و چه خبیث (عبارت "أَکْلاًَ لَّمّاً " یعنی یک جا و کامل خوردن یا به عبارت دیگر بلعیدن)معنی نَصِیبٌ: بهره وسهم (اصل آن از نصب به معنای به پا داشتن است و بهره و سهم را ...

فرهنگ فارسی ساره

بهره، بخش، دانگ

واژه نامه بختیاریکا

بُری؛ بُر؛ بهر؛ بَر

فرهنگستان زبان و ادب

{apothem, short radius} [ریاضی] فاصلۀ مرکز یک چندضلعی منتظم از هریک از اضلاعش
{MCS} [علوم جَوّ] ← سامانۀ همرَفتی میان مقیاس
{Sagitta, Sge, Arrow} [نجوم] سومین صورت فلکی کوچک در آسمان شمالی (northern sky ) و نزدیک به مثلث بزرگ تابستانی که به شکل تیرِ ازکمان رهاشده تصور می شود

کلمات مرتبط

  • سهم 1
  • سهم 2
  • سهم 3
  • سهم الحشم
  • سهم السعاده
  • سهم الغیب
  • سهم زد
  • سهم زده
  • سهم پدیدآور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات