معانی کلمه : سنگین
لغت نامه دهخدا
سنگین . [ س َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان حسن آباد بخش کلیبر شهرستان اهر. دارای 168 تن سکنه است . آب آن از رودخانه ٔ الجبا و چشمه . محصول آنجا غلات و جنگل . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایعدستی آنان گلیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).
فرهنگ عمید
۱. ساخته شده از سنگ.
۲. [مقابلِ سبک] گران، ثقیل، وزین.
۳. [مجاز] باوقار.
۲. [مقابلِ سبک] گران، ثقیل، وزین.
۳. [مجاز] باوقار.
فرهنگ معین
(سَ ) (ص نسب . ) ۱ - از جنس سنگ . ۲ - ثقیل ، گران . ۳ - باوقار. ۴ - اثری هنری که فهمیدنش بر هر کسی ممکن نباشد.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
از انواع ظروف سفالی حجیم
۱زن آبستن – باردار ۲نام مرتعی در اندارکلی شیرگاه سوادکوه ...
آهنگی با ریتم کند که در ریسمان بازی توسط سرنا و نقاره به ...
گویش اصفهانی
تکیه ای: sangin
طاری: sengin
طامه ای: sengin
طرقی: sengin
کشه ای: sengin
نطنزی: sangin
مترادف و متضاد
وزین، پروزن، گران ≠ سبک
۱. وزین، پروزن، گران ≠ سبک
۲. ثقیل، درشت، گرانبار
۳. باوقار، جاافتاده، رزین، متین، موقر ≠ جلف، سبک
۴. بدگوار، دیرهضم ≠ خوشگوار
۵. دشخوار، دشوار، تحملناپذیر، غیرقابل تحمل
۶. زننده
۷. پرقیمت، گران، گرانبها، قیمتی
۸. پرهزینه، مجلل
واژه نامه بختیاریکا
پاوَن؛ ناتال؛ لُشت دار؛ سخت
کِپنا
کِپنا
