Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سنگین

تلفظ بین المللی : /sˈanɡin/ تلفظ :‌ [s'angin]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • سنگین اسلحه
  • سنگین خوار
  • سنگین خواری
  • سنگین دست
  • سنگین دل
  • سنگین دلی
  • سنگین سار
  • سنگین شدن
  • سنگین و رنگین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

سنگین . [ س َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان حسن آباد بخش کلیبر شهرستان اهر. دارای 168 تن سکنه است . آب آن از رودخانه ٔ الجبا و چشمه . محصول آنجا غلات و جنگل . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایعدستی آنان گلیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).

سنگین. [ س َ ] ( ص نسبی )...

فرهنگ عمید

۱. ساخته شده از سنگ.
۲. [مقابلِ سبک] گران، ثقیل، وزین.
۳. [مجاز] باوقار.

فرهنگ معین

(سَ ) (ص نسب . ) ۱ - از جنس سنگ . ۲ - ثقیل ، گران . ۳ - باوقار. ۴ - اثری هنری که فهمیدنش بر هر کسی ممکن نباشد.

فرهنگ فارسی

ثقیل، وزین، گرانی، هر آنچه که ازسنگ ساخته باشند( صفت ) منسوب به سنگ ۱ - ساخته از سنگ ۲ - گران ثقیل مقابل سبک . ۳ - استوار محکم . ۴ - با وقار موقر سنگی جاافتاده ۵ - اثری هنری که فهم آن برای عامه مشکل باشد و فقط خواص از آن بهره مند شوند . یا هوای سنگین . هوایی که در آن تنفس مشکل باشد و محیط آن غم افزا بود هوای خفه .دهی است جزئ دهستان حسن آباد بخش کلیبر شهرستان اهر...

دانشنامه عمومی

سنگین شهری است در ولایت هلمند افغانستان. سنگین پیرامون چهارده هزار تن جمعیت دارد. این شهر در درهٔ رود هیرمند جای گرفته و یکی از مراکز مهم در زمینهٔ تجارت تریاک در جنوب افغانستان می باشد.ولسوالی سنگینلشکرگاهولایت هلمندWikipedia contributors, "Sangin," Wikipedia, The Free Encyclopedia, https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Sangin&oldid=682097217 (accessed November 24, 2015).wiki: ترانه از گروه ...

گویش مازنی

از انواع ظروف سفالی حجیم

۱زن آبستن – باردار ۲نام مرتعی در اندارکلی شیرگاه سوادکوه ...

آهنگی با ریتم کند که در ریسمان بازی توسط سرنا و نقاره به ...

/sangin/ زن آبستن – باردار - نام مرتعی در اندارکلی شیرگاه سوادکوه ۳باوقار ۴لباس یا هدیه ی گران بها & آهنگی با ریتم کند که در ریسمان بازی توسط سرنا و نقاره به اجرا در می آیداین قطعه از نغمات سرنا و نقاره به اجرا در می آیداین قطعه از ن...

گویش اصفهانی

تکیه ای: sangin
طاری: sengin
طامه ای: sengin
طرقی: sengin
کشه ای: sengin
نطنزی: sangin

مترادف و متضاد

وزین، پروزن، گران ≠ سبک

۱. وزین، پروزن، گران ≠ سبک
۲. ثقیل، درشت، گرانبار
۳. باوقار، جاافتاده، رزین، متین، موقر ≠ جلف، سبک
۴. بدگوار، دیرهضم ≠ خوشگوار
۵. دشخوار، دشوار، تحملناپذیر، غیرقابل تحمل
۶. زننده
۷. پرقیمت، گران، گرانبها، قیمتی
۸. پرهزینه، مجلل

hard (صفت)خسیس، سفت، ژرف، سخت، دشوار، سخت گیر، فربه، زمخت، قوی، شدید، سنگین، پینه خورده، مشکل،...

واژه نامه بختیاریکا

پاوَن؛ ناتال؛ لُشت دار؛ سخت
کِپنا

کلمات مرتبط

  • سنگین اسلحه
  • سنگین خوار
  • سنگین خواری
  • سنگین دست
  • سنگین دل
  • سنگین دلی
  • سنگین سار
  • سنگین شدن
  • سنگین و رنگین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات