کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سنگربندی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : سنگربندی کردن
تلفظ بین المللی :
/sˌanɡarbˈandi kˈardan/
تلفظ :
[s,angaRb'andi k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سنگربندی
سنگربندی موقتی
سربندی
سربندی بادبان ساز
سربندی دوخته
سربندی ساده
سربندی غربی
سربندی فرنگی
سنگبند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
سنگربندی کردن. [ س َ گ َ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سنگربستن.
فرهنگ فارسی
سنگر بستن
مترادف و متضاد
trench
(فعل)
کندن، سنگربندی کردن، خندق زدن
entrench
(فعل)
تجاوز کردن به، خندق کندن، در سنگر قرار دادن، سنگربندی کردن
کلمات مرتبط
سنگربندی
سنگربندی موقتی
سربندی
سربندی بادبان ساز
سربندی دوخته
سربندی ساده
سربندی غربی
سربندی فرنگی
سنگبند
نظرات