معانی کلمه : سنگ سای
لغت نامه دهخدا
سنگ سای. [ س َ ] ( نف مرکب ) سنگ ساینده :
گهی جانور بُد رونده ز جای
بسینه زمین در بتن سنگسای.زهر بقعه شدندی سنگ سایان
بماندندی در او انگشت خایان.
گهی جانور بُد رونده ز جای
بسینه زمین در بتن سنگسای.زهر بقعه شدندی سنگ سایان
بماندندی در او انگشت خایان.
فرهنگ فارسی
سنگ ساینده
