Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سند

تلفظ بین المللی : /sˈanad/ تلفظ :‌ [s'anad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • سند الدوله
  • سند انطباق
  • سند بادی
  • سند باستان شناختی
  • سند دادن
  • سند شاه
  • سند اصیل
  • سند امضاء شده و بدون متن
  • سند انتقال
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

سند. [ س ِ ] (اِخ ) ناحیه ای است به اندلس . (منتهی الارب ).

سند. [ س َ ن َ ] (ع مص ) منسوب شدن بچیزی پشت به پشت . (غیاث ) (آنندراج ). || نسبت کردن چیزی را بچیزی . (غیاث ).

سند. [س َ / س ِ ] (اِخ ) رود بزرگی که از دره ٔ میان هیمالیاو قره قورم سرچشمه گیرد و از دره ٔ تاریخی میان هند وافغانستان گذشته ، در آنجا رودخانه ...

فرهنگ عمید

۱. چیزی که به آن اعتماد کنند.
۲. (حقوق) نوشته‌ای که وام یا طلب کسی را معین سازد یا مطلبی را ثابت کند.

بچه‌ای که از سر راه بردارند؛ کسی که پدر و مادرش معلوم نباشد؛ حرا‌م‌زاده: ◻︎ ای سند چو استر چه نشینی تو بر استر / چون خویشتنی را نکند مرد مسخر (منجیک: شاعران بی‌دیوان: ۲۲۷).

بچه ای که از سر راه بردارند، کسی که پدر و مادرش معلوم نباشد، حرا م زاده: ای سند چو استر چه نشینی تو بر استر ...

فرهنگ معین

(س ) (اِ.) بچه ای که از سر راه بردارند، حرامزاده .

(سَ نَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - چیزی که به آن اعتماد کنند. 2 - نوشته ، مدرک ؛ ج . اسناد.

(س ) (اِ. ) بچه ای که از سر راه بردارند، حرامزاده .
(سَ نَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - چیزی که به آن اعتماد کنند. ۲ - نوشته ، مدرک ، ج . اسناد.

دانشنامه آزاد فارسی

سَنَد (رایانه)کار انجام شده توسط برنامه کاربردی که اگر در دیسک ذخیره شود، نام فایل منحصر به فردی برای آن درنظر گرفته می شود تا به وسیله آن قابل بازیابی باشد. در حالت کلی، اسناد فقط به فایل های برنامه های واژه پردازی گفته می شوند. در حالی که از نظر رایانه داده ها چیزی جز مجموعه ای از کاراکترها نیستند، بنابراین یک کاربرگ و یا یک تصویر نیز مانند یک نامه یا گزارش، سند (مدرک) محسوب می شود. در محیط رایا...

فرهنگ فارسی

هرنوع دبیزه‌ای که وجه حقوقی یا تاریخی یا سازمانی آن غالب باشد

جزایریست در ناحیه مالزی در اقیانوس کبیر واقع در جنوب آسیا که از شبه جزیره مالاکا تا جزایر ملوک امتداد دارد و مهمترین جزیره های آن عبارتند از:سوماترا جاوه ( این دو جزیره بواسطه تنگه سوند از هم جدا شده اند ) مادورا بانگکا بیلتون بالی لمبک سومباوا فلورس تیمور .چیزی که به آن اعتمادکنند، نوشتهای ثابت کنندچیزی( اسم ) بچه ای که از سر راه...

دانشنامه عمومی

سِنْد (send) در گویش گنابادی یعنی حرامزاده ، ولد زنا ، کودکان متولد از رابطه خارج از چهارچوب زناشویی رسمی در آیین گبری را میگفته اند.

واژه سند در معانی زیر کاربرد دارد:سند (مدرک) (سَنَد) به معنی برگه گواهی و مانند آنایالت سند (سِند) نام یک منطقه جغرافیاییسند (رود) رودی در شبه قاره هندسند (ابزار پزشکی) (سُند یا سوند) لوله ای باریک (از جمله سوند ادراری، برای تسهیل تخلیه ادرار)محمد سند بحرانی ی...

گویش مازنی

سن و سال

/send/ سن و سال

مترادف و متضاد

صفت

نمودار

بچه‌نامشروع

بهانه، دستاویز، مستمسک

حجت، معیار، ملاک، مناط

برگه، بنچاق، قباله، قواله، قولنامه، مدرک

حرام‌زاده، سندره، زنازاده، روسپی زاده، ولدالزنا، ناپاک‌زاده

۱. حرامزاده، سندره، زنازاده، روسپی زاده، ولدالزنا، ناپاکزاده
۲. بچهنامشروع

۱. برگه، بنچاق، قباله، قواله، قولنامه، مدرک ۲. حجت، معیار، ملاک، مناط ۳. نمودار ۴. بهانه، دستاویز، مس...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] سند، از اصطلاحات درون حدیثی در علم حدیث بوده و به زنجیره راویان حدیث که متن را از معصوم خبر می دهند، اطلاق می گردد.محقق مامقانی در تعریف آن نوشته است: «سند همان طریق متن، یعنی گروهی از راویان است». بعضی از معاصران گفته اند: «سند، همان طریق متن است و مقصود از آن در این جا، مجموعه راویان است که هریک از دیگری نقل می کند تا به صاحب روایت برسد». شیخ بهایی می نویسد: «سند حدیث، همان سلسله و زن...

فرهنگ فارسی ساره

دستک

واژه نامه بختیاریکا

باشلُق

فرهنگستان زبان و ادب

{document , doc.} [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] هرنوع دبیزه ای که وجه حقوقی یا تاریخی یا سازمانی آن غالب باشد

کلمات مرتبط

  • سند الدوله
  • سند انطباق
  • سند بادی
  • سند باستان شناختی
  • سند دادن
  • سند شاه
  • سند اصیل
  • سند امضاء شده و بدون متن
  • سند انتقال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات