کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سنخیت | کلماتور
معانی کلمه : سنخیت
تلفظ بین المللی :
/senxˈijjat/
تلفظ :
[senx'ijjat]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سنخیت نداشتن
عدم سنخیت
سنفیتون
سندیت
سندیت یا رسمیت دادن
سخیت
سنختان
سنیت
دادخواهی سنخی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
سنخیت. [ س ِ خی ی َ ] ( از ع ، مص جعلی ) از یک سنخ بودن. به گونه و اصل همانندی داشتن.
فرهنگ فارسی
از یک سنخ بودن
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
۱. تجانس، تناسب، همگونی
۲. توافق، همنوایی
۳. مناسبت
۴. سازگاری
authorthenticity (اسم)صحت، سندیت، اعتبار، سنخیتorigin (اسم)سر، ماخذ، سنخیت، اصل، عنصر، خاستگاه، منشاء، مبدا، سرمایه، سر چشمه، نسب، مصدر، اصل بنیادgenesis (اسم)ریشه، پیدایش، سنخیت، منشاء، تولید، تکوین، سفر پیدایش، طرز تشکیل، پسوند به معنی ایجاد کننده...
کلمات مرتبط
سنخیت نداشتن
عدم سنخیت
سنفیتون
سندیت
سندیت یا رسمیت دادن
سخیت
سنختان
سنیت
دادخواهی سنخی
نظرات