کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سنجنده | کلماتور
معانی کلمه : سنجنده
تلفظ بین المللی :
/sandʒˈande/
تلفظ :
[sandZ'ande]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سنجیده
سنجیده گاه
سنجیده گفتار
سنبنده
هدف گزینی سنجیده
سنجده
سنجرده
سنجندگی
اندیس سنجده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سنجنده. [ س َ ج َ دَ / دِ ] ( نف ) که سنجد. که به سنجش درآرد. رجوع به سنجیدن شود. || وزان. کشنده. وزن کننده. رجوع به سنجیدن شود.
فرهنگ عمید
کسی که چیزی را بسنجد و اندازه بگیرد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - آنکه سنجد کسی را وزن کند ۲ - کسی که اندازه گیرد .
کلمات مرتبط
سنجیده
سنجیده گاه
سنجیده گفتار
سنبنده
هدف گزینی سنجیده
سنجده
سنجرده
سنجندگی
اندیس سنجده
نظرات