معانی کلمه : سنت
لغت نامه دهخدا
سنت . [ ] (اِ) اسم هندی زنجبیل است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
سنت . [ س ِ ] (اِ) یک قسمت از صد قسمت واحد پول امریکا، و صد سنت برابر یک دلار است .
سنت . [ س َ ن ِ ] (ع ص )مرد کم خیر. ج ، سنتون . (آنندراج ) (منتهی الارب ). || سال قحط. (ترجمان القرآن ) (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
یک صدم دلار.
۱. روش؛ طریقه.
۲. سیرت؛ سرشت؛ طبیعت.
۳. شریعت.
۴. (فقه) قول و فعل و تقریر پیغمبر اسلام؛ آنچه پیغمبر و صحابه بر آن عمل کرده باشند.
۵. نماز نافله.
۱. روش، طریقه.
۲. سیرت، سرشت، طبیعت.
۳. شریعت.
۴. (فقه ) قول و فعل و تقریر پیغمبر اسلام، آنچه پیغمبر و صحابه بر آن عمل کرده باشند.
۵. نماز نافله.
یک صدم دلار.
۲. سیرت، سرشت، طبیعت.
۳. شریعت.
۴. (فقه ) قول و فعل و تقریر پیغمبر اسلام، آنچه پیغمبر و صحابه بر آن عمل کرده باشند.
۵. نماز نافله.
یک صدم دلار.
فرهنگ معین
(سُ نَّ ) [ ع . سنة ] (اِ. ) ۱ - راه ، روش ، سیرت . ۲ - آن چه که پیامبر و صحابه به آن عمل کرده باشند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
روش، طریقه، سیرت، سرشت، طبیعت، شریعت
( اسم ) ۱ - راه روش سیرت طریقه عادت . ۲ - گفتار و کردار و تقریر معصوم ( پیغمبر و امامان ) جمع : سنن . یا اهل سنت . فرقه ای از مسلمانان که به خلافت ابوبکر و جانشینان او قایلند مقابل شیعه
دهی است از دهستان سکمن آباد بخش حومه شهرستان خوی .
( اسم ) ۱ - راه روش سیرت طریقه عادت . ۲ - گفتار و کردار و تقریر معصوم ( پیغمبر و امامان ) جمع : سنن . یا اهل سنت . فرقه ای از مسلمانان که به خلافت ابوبکر و جانشینان او قایلند مقابل شیعه
دهی است از دهستان سکمن آباد بخش حومه شهرستان خوی .
دانشنامه عمومی
نقل قول
گویش مازنی
/sannat/
مترادف و متضاد
تسنن، سنی
راه، روش، سیره
ختنه، ختنهسوران
آداب، آیین، رسم، رسوم، عرف، مذهب ≠ شیعه
۱. آداب، آیین، رسم، رسوم، عرف، مذهب
۲. راه، روش، سیره
۳. ختنه، ختنهسوران
۴. تسنن، سنی ≠ شیعه
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
ایستار، آیین
