سلیمان . [ س ُ ل َ ] (اِخ ) ابن عبدالقوی طوفی . رجوع به صرصری شود.
سلیمان . [ س ُ ل َ ](اِخ ) ابن حسن طبیب و گیاه شناس و ابن بیطار از او روایت آرد. رجوع به ابن بیطار ذیل کلمه ٔ انجیر شود.
(تلفظ: soleymān) (عبری) یعنی پر از سلامتی؛ (در اعلام) حضرت سلیمان (ع) پسر داوود ـ پیغمبرِ بنی اسرائیل ـ که نماد خردمندی ، شکوه و توانایی است .
کورش