معانی کلمه : سلوک
لغت نامه دهخدا
سلوک . [ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ابل تیمور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. دارای 145 تن سکنه است . آب آن از رودخانه ٔ مهاباد. محصول آنجا غلات ، توتون ، چغندر، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).
فرهنگ عمید
۱. رفتار، روش.
۲. در پیش گرفتن راهی و در آن راه رفتن.
۳. [قدیمی] در آمدن در جایی.
۴. سازش.
۵. (تصوف ) سیر در مراتب وجود برای وصول به کمال و نیل به حقیقت که از شرایط آن عزلت، ریاضت، عبادت، شب زنده داری و ترک شهوات است.
۲. در پیش گرفتن راهی و در آن راه رفتن.
۳. [قدیمی] در آمدن در جایی.
۴. سازش.
۵. (تصوف ) سیر در مراتب وجود برای وصول به کمال و نیل به حقیقت که از شرایط آن عزلت، ریاضت، عبادت، شب زنده داری و ترک شهوات است.
فرهنگ معین
(سُ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) در پیش گرفتن راهی . ۲ - (اِمص . ) روش ، رفتار. ۳ - طی مدارج توسط سالک به مقام وصل و فنا.
فرهنگ فارسی
در آمدن درجائی، رفتار، روش، سازش
۱ - ( مصدر ) رفتن در راهی . ۲ - در آمدن در جایی . ۳ - ( اسم ) روش رفتار . ۴ - طی مدارج خاص که سالک باید آنها را طی کند تا به مقام وصل و فنا برسد . از جمله این مدارج توبت و مجاهدت و خلوت و غزلت و ورع و صمت و رجا و غیره است .
دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومه شهرستان مهاباد .
۱ - ( مصدر ) رفتن در راهی . ۲ - در آمدن در جایی . ۳ - ( اسم ) روش رفتار . ۴ - طی مدارج خاص که سالک باید آنها را طی کند تا به مقام وصل و فنا برسد . از جمله این مدارج توبت و مجاهدت و خلوت و غزلت و ورع و صمت و رجا و غیره است .
دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومه شهرستان مهاباد .
دانشنامه عمومی
نقل قول
سلوک (رمان). سلوک عنوان داستان بلندی به قلم محمود دولت آبادی می باشد.
•
•
wikiquote: سلوک_(رمان)
مترادف و متضاد
سازش ≠ ناسازگاری
۱. سازش ≠ ناسازگاری
۲. انتهاج، رفتار، روش
۳. طی طریق کردن، رفتن
