سلطان . [ س ُ ] (اِخ ) ابن مرشد، امام مسقط مقتول در 1154 هَ .ق . وی در دوره ٔ نادرشاه افشار از اطاعت ایران سرپیچید و در جنگ با سپاه ایران بفرماندهی کلبعلیخان کوسه احمدلو در مسقط کشته شد و پسرش سیف بامر نادر بحکومت مسقط و عمان منصوب شد. (فرهنگ فارسی معین ).
پادشاه – سلطان
سروان، صاحبمنصب
سلطه، فرمانروایی، قدرت
بزرگ، سرور، سرکرده، رئیس
امیر، پادشاه، خدیو، خلیفه، شاه، شهریار، فرمانروا، ملک
۱. امیر، پادشاه، خدیو، خلیفه، شاه، شهریار، فرمانروا، ملک
۲. سلطه، فرمانروایی، قدرت
۳. سروان، صاحبمنصب
۴. بزرگ، سرور، سرکرده، رئیس
پادشاه، شهریار