کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سفسیر | کلماتور
معانی کلمه : سفسیر
تلفظ بین المللی :
/sˈafsir/
تلفظ :
[s'afsiR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
السفیر
سبسیر
سفسار
سفیر
سفیر کبیر
لقمه ٔ سرسیری
مقیاس توفند سفیر ـ سیمپسون
سفیر زن
سفیر پاپ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
سفسیر. [س ِ ] ( ع ص ، اِ ) میانجی میان بایع و مشتری. ( از آنندراج ). سمسار. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || سپس رو. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). تابع. ( اقرب الموارد ) ( مهذب الاسماء ). || خادم. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || پیک.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ). || برپادارنده کارها و مصلح آن. || و باصلاح آورنده شتر ماده را. || مرد ظریف و زیرک و قوی و ماهر در ...
فرهنگ فارسی
میانجی میان بایع و مشتری ٠ یا سپس رو ٠ یا پیک ٠ یا بر پادارند. کارها و مصلح آن ٠
کلمات مرتبط
السفیر
سبسیر
سفسار
سفیر
سفیر کبیر
لقمه ٔ سرسیری
مقیاس توفند سفیر ـ سیمپسون
سفیر زن
سفیر پاپ
نظرات