کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سفت-کردن-یا-شدن | کلماتور
معنی کلمه : سفت کردن یا شدن
تلفظ بین المللی :
/sˈeft kˈardan jɑː ʃˈodan/
تلفظ :
[s'eft k'aRdan jA: S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سخت شدن یا پینه کردن پوست
پا سفت یا قرص کردن یا جای پای خود را سفت کردن
با راهاهن فرستادن یا سفر کردن
نخ یا بند چیزی را سست کردن
سفت کردن
سخت و سفت کردن
سفت و سخت کردن
رو سخت کردن
سبلت سست کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
solidify
(فعل)
محکم کردن، سفت کردن، متبلور کردن، یک پارچه شدن، متبلور شدن، جامد کردن، سفت کردن یا شدن
کلمات مرتبط
سخت شدن یا پینه کردن پوست
پا سفت یا قرص کردن یا جای پای خود را سفت کردن
با راهاهن فرستادن یا سفر کردن
نخ یا بند چیزی را سست کردن
سفت کردن
سخت و سفت کردن
سفت و سخت کردن
رو سخت کردن
سبلت سست کردن
نظرات