سعدی . [ س َ ] (اِخ ) دهی از دهستان یکانات بخش مرکزی شهرستان مرند. دارای 619 تن سکنه و آب آن ازچشمه و قنات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
سعدی . [ س َ ] (اِخ ) دهی از دهستا...
فرهنگ فارسی
یکی از عرائس عرب که شاعران تازی و ایرانی نام او را بمنزله نمونه دلبران یادکنند . توضیح دارمستتر گوید( تتبعات ۲۹۸:۱ ح ): (( در افسانه عربی - فارسی (( سودابه ) ) ( ایرانی ) به (( سعدی ) ) مبدل گردیده است . ) ) ده بزرگی از دهستان حوم. بخش مرکزی شهرستان شیراز .
دانشنامه عمومی
شاعر بزرگ ایرانی
مشک آن است که خود ببوید…ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی، کاین ره که تو می روی به ترکستان است... ادب از که آموختی؟ از بی ادباناز کوزه همان برون تراود که در اوستآن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟ابومحمّد مُشرف الدین مُصلح بن عبدالله بن مشرّف متخلص به سعدی (۶۰۶ – ۶۹۰ هجری قمری) شاعر و نویسندهٔ پارسی گوی ایرانی است. اهل ادب به او لقب استادِ سخن، پادشاهِ سخن، شیخِ اجلّ و حت...
نقل قول
سعدی ( تلفظ راهنما·اطلاعات؛ ۵۶۸ یا ۵۸۸–۶۷۱ هجری شمسی) شاعر و نویسندهٔ پارسی گوی ایرانی است.• «اگر شب ها همه قدر بودی، شب قدر بی قدر بودی :گر سنگ همه لعل بدخشان بودی/پس قیمت لعل و سنگ یکسان بودی.»گلستان، باب هشتم در آداب صحبت• «اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی گردد.»گلستان، باب هشتم در آداب صحبت• «اعادهٔ ذکر آن ناکردن اولاتر است».گلستان، باب نخست، در سیرت پادشاهان• «اعرابیی را دیدم که پسر را همی...
فرهنگ اسم ها
اسم: سعدی (پسر) (فارسی، عربی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: saedi) (فارسی: سَعدي) (انگلیسی: saedi) معنی: فرخندگی، خجستگی، مبارکی، ( در قدیم ) سعد بودن، ( اَعلام ) سعدی [حدود، قمری] تخلّص و شهرت مشرف الدین ( مصلح الدین ) عبدالله شیرازی، شاعر و نویسنده ی ایرانی، مؤلف گلستان و بوستان، غزلها، قصیده ها و رساله ها ی مختلف، که همه در کلیات دیوان او چاپ شده است، آرامگاه او به نام سعدیّه در شیراز است، سعد ( عربی ...