سطل. [ س َ ] ( اِ ) آوندی باشد مثل طشت از برنج یا مس و طاس دسته دار. ( غیاث ) ( آنندراج ). پیمانه. ( دهار ). پنگان بادسته. ( منتهی الارب ). طاس حمام. ظرف بزرگ فلزین با یکدسته که از یک سوی دهان آن تا سوی دیگر رود و بیشتر برای آب دادن ستور بکار رود. ( یادداشت مؤلف ) : از تمتع شده فارغ بوثاق آیم زودمرد جویم که بگرمابه برد سطل و ازار.ابوالمعالی رازی.اما وقتی سطلی بگرو نهاده بوده چون بازمیگرفت بقال دو...
فرهنگ عمید
ظرف فلزی دسته دار برای آب، دلو.
فرهنگ معین
(سَ طْ ) [ ع . ] (اِ. ) دلو، ظرفی برای حمل و نقل آب و سایر مایعات .
فرهنگ فارسی
دلو، ظرف فلزی دسته داربرای آب، اسطال جمع ( اسم ) ظرف فلزی که بدان آب کشند دلو جمع اسطال سطول .
دانشنامه عمومی
سطل وسیله ای است که مانع بیرون ریختن آب می شود. این وسیله معولاً به شکل استوانهٔ مخروطی شکل بوده، بخش بالایی آن باز و بخش پایینی آن بسته بوده و معمولاً دسته ای نیم دایره ای شکل دارد.کاربرد اصلی سطل حمل آب است. البته ممکن است از آن برای کارهای دیگری نیز استفاده شود. در دوران باستان و سده های میانه سطل هایی تشریفاتی وجود داشتند که از برنز، عاج و ... ساخته می شدند. انواع دیگر سطل ها برای مصارف کشاورز...