سرین . [ س ِرْ ری ] (اِخ ) موضعی است بمکه از آن موضع است موسی بن محمدکثیر که شیخ است مر طبرانی را. (آنندراج ) (منتهی الارب ).
۱. ران.
۲. کفل.
۱. [مقابلِ پایین] بالای سر.
۲. طرف سر؛ جانب سر در بستر؛ بالش و متکا که زیر سر بگذارند: ◻︎ گه ریخت سرشک بر سرینش / گه روی نهاد بر جبینش (نظامی۳: ۵۱۷).
(سُ رِ) (اِ.) کفل .
(سَ) (ص نسب .) 1 - منسوب به سر، طرف سر. 2 - بالش ، متکا.
باسن
روستایی نزدیک آلاشت سوادکوه
۱چوب کوتاه زیر پلور که از اتصالات محسوب می شود ۲آن چه که ...