سردسته، فرمانده، رئیس یک دسته ازمردم
( صفت ) ۱ - رئیس سر دسته ( عموما ) . ۲ - رئیس ایل یا عشیره . ۳ - فرمانده نظامی ( قاجاریان ) . جمع : سر کردگان . یا سر کده انتقالی . دستگاهی که عهده دار اداره امور املاک خالصه و املاک موقوفه ای بود که تولیت آن با پادشاه بود ( صفویان ) .