سرو ناز. [ س َرْ وِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) سرو نورسته را گویند، چه ناز بمعنی نورسته هم آمده است. ( برهان ). || سروی را نیز گویند که شاخهای آن به هر طرف مایل باشد، برخلاف سرو آزاد. ( برهان ) ( آنندراج ). این جور در باغها کاشته میشود و به نام سرو کاشی یا سرو شیرازی خوانده میشود. ( جنگل شناسی ساعی ج 2 ص 250 ). رجوع به سرو شود. || نام نوایی است از موسیقی. ( برهان )....
فرهنگ فارسی
سرو نو رسته را گویند چه ناز بمعنی نو رسته هم آمده است ٠ یا سروی را نیز گویند که شاخهای آن بر طرف مایل باشد بر خلاف سرو آزاد ٠
دانشنامه عمومی
Wikipedia contributors, "Cupressus sempervirens," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Cupressus_sempervirens&oldid=176492507 (accessed January 15, 2008).باغ ایرانیسرو ناز (در طب سنتی بخاطر میوه اش جوز السرو نامیده می شود) (نام علمی: Cupressus sempervirens) درختی است همیشه سبز از دسته مخروطیان (Pinophyta) رده ناژویان (Pinopsida)، راسته کاجیان (Pinales)، تیره ...
فرهنگ اسم ها
اسم: سرو ناز (دختر) (فارسی) (طبیعت، هنری) (تلفظ: sarv nāz) (فارسی: سَروناز) (انگلیسی: sarv-naz) معنی: درختی بلند و زینتی، معشوق خوش قد و قامت، سرو نورسته، سروی که شاخه های آن به هر طرف مایل باشد، ( در موسیقی ایرانی ) نام نوایی