کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : سرمه کردن
تلفظ بین المللی :
/sˈormeː kˈardan/
تلفظ :
[s'oRme: k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سرکه ای کردن
سربه نیست کردن
سردمه کردن
سرفه کردن
سره کردن
تبدیل به سرکه کردن
سربه سر کردن
سرهم بندی کردن
سرهم کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سرمه کردن. [ س ُ م َ /م ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سرمه کشیدن. تکحیل. اکتحال.
فرهنگ فارسی
سرمه کشیدن . تکحیل . اکتحال .
کلمات مرتبط
سرکه ای کردن
سربه نیست کردن
سردمه کردن
سرفه کردن
سره کردن
تبدیل به سرکه کردن
سربه سر کردن
سرهم بندی کردن
سرهم کردن
نظرات