Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرما ریزگی

تلفظ بین المللی : /sarmˈɑ rizˈeɡi/ تلفظ :‌ [saRm'A Riz'egi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سرماریزگی
  • مؤسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی
  • سرما
  • سرما خوردن
  • سرما ریزه
  • سرما سرما شدن
  • سرما فزای
  • سرما یافتن
  • سرما خوردگی معمولی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سرماریزگی. [ س َ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) هوایی باشد متصل و مماس زمین که از غایت سرما فسرده گردد و مانند برفی در نهایت ریزگی و تنکی به زمین بریزد و اکثر در شبهای خنک یا در اول و در آخر روز که سرما بیشتر باشد بهم میرسد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( جهانگیری ).

فرهنگ فارسی

هوایی باشد متصل و مماس زمین که از غایت سرما فشرده گردد و مانند برفی در نهایت ریزگی و تنکی بزمین بریزد و اکثر در شبهای خنک یا در اول و در آخر روز که سرما بیشتر باشد بهم میرسد .

کلمات مرتبط

  • سرماریزگی
  • مؤسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی
  • سرما
  • سرما خوردن
  • سرما ریزه
  • سرما سرما شدن
  • سرما فزای
  • سرما یافتن
  • سرما خوردگی معمولی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات