سرسخت . [ س َ س َ ] (ص مرکب ) پرطاقت .پرتوان . آنکه مصیبت را خواه و ناخواه تحمل کند. آنکه در بلاها و مصائب پایداری داشته باشد. || سخت مستبد برأی . که تسلیم به رأی دیگران نشود. || بی احتیاط. بی پروا. (فرهنگ فارسی معین ).
لجوج، کلهشق، خیرهسر
مقاوم، پرطاقت، پایدار
بیباک، بیپرده، بیاحتیاط
پرکار، پرتوان، پرطاقت، سختکوش
۱. لجوج، کلهشق، خیرهسر
۲. مقاوم، پرطاقت، پایدار
۳. پرکار، پرتوان، پرطاقت، سختکوش
۴. بیباک، بیپرده، بیاحتیاط